انجام تست شخصیت؛ سکوی پرتاب یا سقف پرواز؟
سلامت روان
۱۹ بهمن ۱۴۰۴

انجام تست شخصیت؛ سکوی پرتاب یا سقف پرواز؟

درک طبیعت انسان همواره تلاشی بی‌زمان بوده است؛ از فیلسوفان یونان باستان که درباره «اخلاط چهارگانه» نظریه‌پردازی می‌کردند تا تمایل مدرن امروزی برای نصب اپلیکیشن‌های طالع‌بینی و زودیاک، همه‌ی ما می‌خواهیم بدانیم چرا به روشی خاص فکر می‌کنیم، احساس می‌کنیم و رفتار می‌کنیم. همین اشتیاق ذاتی، دلیل محبوبیت خیره‌کننده‌ی ارزیابی‌های شخصیت‌شناسی است.

ادامه مقاله از psychologytoday ترجمه شده است.

شاید شما هم تا به حال در یک آزمون آنلاین شرکت کرده باشید، تست سنجش توانمندی‌ها را در محل کار انجام داده باشید یا در یک دورهمی تیمی از شما خواسته شده باشد که «تیپ شخصیتی» خود را شناسایی کنید. هدف معمولاً این است که نسبت به الگوهای رفتاری فعلی خود آگاه شوید تا بتوانید مشاغل و سبک‌های زندگی متناسب با خودتان را پیدا کنید. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که بسیاری از افراد، نتایج این آزمون‌ها را به جای آنکه توصیفی از واکنش‌های معمول خود در زندگی بدانند، به عنوان «سرنوشت محتوم» می‌پذیرند.

به عنوان مثال، یکی از مراجعان من اخیراً می‌گفت که به هیچ وجه نمی‌تواند در برابر دوستانش قاطعانه رفتار کرده و مرزبندی کند، چون تیپ شخصیتی او INFJ است. در اینجا، نتایج آزمون شخصیت‌شناسی دیگر یک ابزار راهنما نیست، بلکه مانند نرده‌های محافظ یا حتی سقفی عمل می‌کند که اجازه رشد بیشتر را نمی‌دهد.

این نوع نگاه به شخصیت بسیار رایج است. شما نتایج تست خود را می‌گیرید و با خود فکر می‌کنید:

  • «من یک درون‌گرا هستم، پس احتمالاً مدیریت و رهبری برای من ساخته نشده است.»
  • «من سطح اضطراب بالایی دارم، پس هیچ‌وقت در شرایط تحت فشار عملکرد خوبی نخواهم داشت.»
  • «من ذاتاً قاطع نیستم، پس بهتر است از هرگونه تعارض دوری کنم.»

آنچه به عنوان بینشی نسبت به الگوهای فعلی شما شروع می‌شود، می‌تواند به تدریج به «خودتحریمی» تبدیل شود. شما شروع می‌کنید به حذف کردن خودتان از فرصت‌های مختلف، چون باور دارید شخصیتتان صلاحیت لازم را از شما سلب کرده است.

تست‌های شخصیت، الگوها را توصیف می‌کنند نه پتانسیل‌ها را

از منظر علم روان‌شناسی، ویژگی‌های شخصیتی «علت» رفتارها نیستند، بلکه خلاصه‌هایی توصیفی از نحوه برخورد کلی شما با جهان در زمان حال هستند. وقتی برچسبی مانند «قابل اعتماد»، «موافق» یا «از نظر احساسی حساس» به کسی می‌زنیم، در حال توصیف الگوهایی هستیم که مکرراً ظاهر می‌شوند، نه اینکه توضیح دهیم چرا این الگوها وجود دارند. شما قابل اعتماد شناخته می‌شوید چون در بیشتر مواقع تمایل دارید به روش‌های قابل اعتمادی فکر کنید، احساس کنید و عمل کنید.

نکته حیاتی که باید به خاطر بسپارید این است که انسان‌ها مدام طرز فکر و رفتار خود را تنظیم می‌کنند. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که ما در نقش یا محیط جدیدی قرار می‌گیریم که از ما می‌طلبد متفاوت ظاهر شویم. به عنوان مثال، شاید مجبور شوید به جای همکارتان که در مرخصی است، جلسات را اداره کنید؛ هر چه بیشتر ایده‌های خود را به اشتراک می‌گذارید، ممکن است کم‌کم خود را به عنوان کسی ببینید که پتانسیل رهبری دارد.

وقتی این تغییرات در تفکر و رفتار تثبیت شوند، شما به پرسش‌های آزمون شخصیت‌شناسی پاسخ‌های متفاوتی خواهید داد و احتمالاً نتیجه‌ی متفاوتی هم خواهید گرفت. برچسب شخصیتی پیرو الگوهای شماست، نه برعکس. متأسفانه، اکثر آزمون‌های شخصیت، نتایج خود را به جای «تمایلاتی که تمرین می‌کنید»، به عنوان «تیپ‌هایی که دارید» قاب‌بندی می‌کنند.

وقتی برچسب‌های شخصیتی مانع پیشرفت می‌شوند

هنگام شرکت در یک آزمون شخصیت، به سادگی ممکن است نتیجه بگیرید که «خب، من همین هستم»، چون نتایج آزمون به شما حس تأیید شدن می‌دهد. از آنجایی که تست صرفاً به اطلاعاتی که خودتان به آن داده‌اید برچسب می‌زند، نتایج دقیق به نظر می‌رسند.

نتایج آزمون شخصیت همچنین می‌تواند فشارِ خارج شدن از «منطقه امن» را از روی دوش شما بردارد. اگر چیزی سخت یا ناراحت‌کننده به نظر برسد، تست یک عذرِ آماده در اختیارتان می‌گذارد: «این کار اصلاً با شخصیت من جور در نمی‌آید.»

آن مراجعی را به یاد بیاورید که فکر می‌کرد به دلیل تیپ شخصیتی‌اش نمی‌تواند قاطع باشد؛ حرف واقعی او این بود که تعیین مرزها برایش دشوار و حتی ترسناک است. اما آنچه اکنون در آن احساس راحتی می‌کنید با آنچه «توانایی» انجامش را دارید، یکی نیست. ویژگی‌هایی که برایتان طبیعی‌ترین هستند، اغلب همان‌هایی هستند که طولانی‌تر از بقیه تمرینشان کرده‌اید. اما این بدان معنا نیست که نمی‌توانید رفتارها و الگوهای فکری جدیدی را آموزش ببینید که با گذشت زمان، به «نرمالِ جدید» شما تبدیل شوند.

هزینه‌ی گرفتار شدن در تله‌ی آزمون شخصیت، فقط یک بحث تئوریک نیست؛ بلکه خود را در تصمیمات واقعی زندگی نشان می‌دهد. افراد از ارتقای شغلی صرف‌نظر می‌کنند چون «به اندازه کافی اعتماد به نفس ندارند». در روابط عاطفی گارد می‌گیرند چون «بیش از حد مستقل هستند». از بیان نظرات خود خودداری می‌کنند چون «از آن آدم‌هایی نیستند که بلند حرف بزنند». در هر یک از این موارد، یک برچسب شخصیتی تبدیل به دلیلی برای تلاش نکردن می‌شود.

به شکلی طنزآمیز، آزمون‌هایی که هدفشان ارتقای خودشناسی است، در نهایت باعث تقویت همان الگوهایی می‌شوند که افراد می‌خواهند از آن‌ها عبور کنند.

شخصیت به عنوان نقطه شروع، نه حکم نهایی

شخصیت می‌تواند آگاهی قدرتمندی از الگوهایی به شما بدهد که ممکن است به نفع یا به ضرر شما باشند. در عین حال، اطلاعاتی که از این آزمون‌ها می‌گیریم اغلب ناقص است. آن‌ها به شما درباره‌ی «نقطه شروع» می‌گویند؛ یعنی شیوه فعلی شما برای حضور در جهان. اما معمولاً نمی‌توانند بگویند که توانایی رفتن به کجا را دارید.

بنابراین، دفعه بعد که در یک آزمون شخصیت‌شناسی شرکت کردید، پیشنهاد می‌کنم به نتایج به عنوان عکسی نگاه کنید که «نسخه فعلی» شما را نشان می‌دهد. سپس از خود بپرسید: «زندگی‌ای که من می‌خواهم، چه ویژگی‌هایی را از من می‌طلبد؟» پاسخ ممکن است شامل پرورش ویژگی‌هایی باشد که هنوز برایتان طبیعی نیستند. این به معنای «غیرواقعی» بودن یا تظاهر نیست؛ بلکه به این معناست که آن ویژگی‌ها هنوز «تمرین نشده‌اند».

وقتی بینش به دست آمده به جای سقف، به یک نقطه شروع تبدیل شود، شخصیت دیگر یک بهانه نیست، بلکه به یک فرصت برای رشد تبدیل می‌شود.

محتوای منتشر شده در رسانه «گومگ» جایگزین تشخیص و تجویز متخصصان و کارشناسان نیستند. بدیهی است که پیش از هر اقدامی، باید با متخصص یا کارشناس مرتبط مشورت شود.
ارسال نظر
تمام نظرات بعد از تایید نمایش داده می‌شوند.