روزهایی که نماد عشق هستند، برای بسیاری از افراد نه پیامآور شادی، که یادآور دردهای کهنه و عشقهای از دست رفتهاند. شکست عاطفی تجربهای است که اکثر انسانها در برههای از زندگی خود با آن روبرو میشوند. تحقیقات نشان میدهد که بیش از ۸۰ درصد افراد، تلخی جدایی عاطفی را چشیدهاند. اما این رنج همیشه محدود به روابط عاشقانه نیست؛ گاهی کمرنگ شدن یک رفاقت دیرینه یا سوگِ از دست دادن عزیزان، همان حس سنگین را در سینه ایجاد میکند.
برای بسیاری، این درد فقط یک حس گذرا نیست، بلکه به شکل علائم جسمی خود را نشان میدهد؛ حسی شبیه به بند آمدن نفس، گرهای کور در معده یا شبزندهداریهای اجباری. وقتی از افراد درباره دردناکترین اتفاق زندگیشان میپرسید، معمولاً از تصادف یا جراحیهای سنگین نمیگویند؛ آنها از کسی حرف میزنند که دوستش داشتند و او را از دست دادهاند.
یکی از متخصصان برجسته در حوزه علوم اعصاب معتقد است که رنج عاطفی، تجربهای بسیار شخصی و عمیق است. او که خود در نوجوانی طعم تلخ از دست دادن پدر را چشیده، آن را به وزنه سنگینی تشبیه میکند که روی قفسه سینه فشار میآورد؛ دردی که حتی پس از سالها، با یک خاطره کوچک دوباره زنده میشود.
با این حال، دلشکستگی قرار نیست تا ابد باقی بماند. غریزه بسیاری از ما هنگام رنج، عقبنشینی و انزواست، اما علم میگوید این دقیقاً برعکسِ آن چیزی است که برای بهبودی نیاز داریم. پیوند دوباره با کسانی که دوستشان داریم، کلید اصلی ترمیم روح است.
اگر کسی را میشناسید که در این وضعیت است، از او دست نکشید. حضور یک دوست دلسوز باعث ترشح اندورفین در مغز میشود؛ پیامرسانهایی شیمیایی که مانند مسکنهای طبیعی عمل کرده و خلقوخو را بهبود میبخشند. به دوستان دلشکسته خود نزدیک شوید، آنها را به بیرون دعوت کنید و نشان دهید که مسیرهای دیگری هم برای زندگی وجود دارد. حتی اگر در ابتدا شما را پس زدند، ناامید نشوید؛ ماندن در کنار آنها وظیفه انسانی ماست.
قلب انسان قدرتمندتر از آن چیزی است که تصور میکنید. درست است که به شدت درد میکشد، اما توانایی ترمیم خود را دارد. در ادامه، به ۵ واقعیتی میپردازیم که علم درباره تاثیرات دلشکستگی بر بدن کشف کرده است.
عشق درد دارد، چون «باید» درد داشته باشد
شاید بپرسید: آیا عشق همیشه با رنج همراه است؟ پاسخ علم مثبت است. عشق در ذات خود زیباست، اما رنج، بهای سنگینی است که ما برای تواناییِ دوست داشتن میپردازیم.
رنج روانی مانند یک «چسب قطعی» عمل میکند؛ مکانیزمی که باعث میشود وقتی محبوبتان از شما دور میشود، احساس پریشانی کنید. این درد از نظر تکاملی دلیلی دارد: این حس ما را وادار میکند تا پیوندهای حیاتی با شریک زندگی، فرزندان و خانواده را حفظ کنیم. اگر عشقی درد نداشته باشد، شاید اصلاً عشق نباشد.
مغز با دلشکستگی مانند یک جراحت جسمی رفتار میکند
آن احساس سنگینی و فشار در قفسه سینه، توهم نیست. یکی از مهمترین یافتهها در عصبشناسیِ عشق این است که مکانیسمهای مغزی برای «درد جسمی» و «درد عاطفی» همپوشانی زیادی دارند.
مطالعات تصویربرداری (fMRI) نشان میدهند وقتی فردی دچار طرد اجتماعی یا تنهایی میشود، همان نواحی از مغز فعال میشوند که هنگام سوختگی یا شکستگی دست واکنش نشان میدهند. در موارد نادر، این فشار عاطفی میتواند منجر به وضعیتی به نام «سندرم قلب شکسته» شود که به طور موقت عملکرد قلب را مختل کرده و علائمی دقیقاً مشابه سکته قلبی ایجاد میکند.
سیستم هشدار «جدایی» در مغز شما تعبیه شده است
مغز ما به گونهای سیمکشی شده که در پاسخ به جدایی، آژیر خطر را به صدا درآورد. سیستمی در مغز وجود دارد که مسئول مدیریت احساسات مربوط به فقدان است و باعث بروز غم، اضطراب و حتی افسردگی میشود.
این سیستم همان پیوند عمیق میان نوزاد و مادر را هدایت میکند و هنگام جدایی از عزیزان، به شدت فعال میشود. از دیدگاه تکاملی، این سیستم به انسانها کمک کرده تا کنار هم بمانند؛ زیرا ترسی که از گسستن پیوندها داریم، ما را مجبور به ترمیم روابط میکند. سبکهای دلبستگی ما در کودکی حتی میتواند بر نحوه واکنش ما به جدایی در بزرگسالی تاثیر بگذارد.
اندورفین؛ پادزهر طبیعی مغز برای دلشکستگی
مغز راهی برای تسکین این درد در آستین دارد: اندورفینها. این مواد شیمیایی طبیعی، خط دفاعی مغز در برابر فشارهای جسمی و روانی هستند و گیرندههایی را هدف قرار میدهند که مسئول ایجاد حس آرامش و لذت هستند.
به همین دلیل است که معاشرت با دوستان و خانواده صرفاً یک سرگرمی ساده نیست؛ این تعاملات باعث تولید اندورفین شده و به روند بهبودی سرعت میبخشند. ورزش کردن نیز دقیقاً همین مکانیسم را دارد؛ تحرک بدنی با تحریک ترشح اندورفین، به مغز کمک میکند تا با رنج عاطفی مقابله کند.
مطالعه روی داروهای مسکن برای درمان دردهای عاطفی
از آنجایی که دردهای روحی و جسمی در مغز از یک مسیر عبور میکنند، برخی درمانهای آنها نیز مشترک است. تحقیقات نشان میدهد که در مواردِ خفیفِ دلشکستگی، حتی مسکنهای معمولی مانند استامینوفن میتوانند تا حدی از شدت درد عاطفی بکاهند.
در موارد بسیار شدید که رنج فرد مزمن شده یا به افکار خطرناک منجر میشود، علم پزشکی از داروهای تخصصیتری برای مدیریت این وضعیت استفاده میکند. البته باید توجه داشت که رنج روانی در حالت عادی، یک زنگ خطر مفید است؛ به ما میفهماند چه کسی برایمان اهمیت دارد و مانع رفتارهای تکانشی میشود. اما زمانی که این درد از حالت «حاد» به «مزمن» تبدیل شود، باید مانند یک بیماری جسمی جدی تحت نظر متخصص درمان شود.




