احتمالاً شما هم مثل بیشتر مردم، دلتان میخواهد شریک عاطفی داشته باشید که با شما بهخوبی رفتار کند. اما شاید این حقیقت تلخ را هم تجربه کرده باشید که درست از لحظهای که شخصی پیام دادن را کم میکند، برنامهها را به هم میزند یا به شکلی مرموز فاصله میگیرد، اشتیاق شما به او اوج میگیرد. ناگهان او به تنها کسی تبدیل میشود که نمیتوانید از فکرش بیرون بیایید، حتی اگر تا قبل از این رفتارها، اهمیت چندانی برایتان نداشت.
شاید غیرمنطقی به نظر برسد، اما این کشش صرفاً به خاطر «بدسلیقگی» یا جذب شدن به افراد بیعاطفه نیست. البته در فضای مدرنِ قرارهای عاشقانه، ابهام و سیگنالهای متناقض نوعی استراتژی «دستنیافتنی بودن» تلقی شده و جذابیت کاذب ایجاد میکنند. با این حال، متخصصان بر این باورند که دوست داشتن کسی که علاقه متقابلی به ما ندارد، تجربهای چنان رایج است که نباید لزوماً آن را یک بیماری روانی دانست. واقعیت ساده این است که ما انسانها ممکن است به افراد زیادی علاقهمند شویم، و طبیعی است که بخش زیادی از آنها علاقه مشابهی به ما نداشته باشند.
اما اگر متوجه شدهاید که این موضوع برای شما به یک «الگو» تبدیل شده و فقط جذب کسانی میشوید که از نظر عاطفی دور، بیثبات یا سرد هستند، وقت آن است که نگاه دقیقتری به ماجرا بیندازید. در ادامه، دلایل روانشناختی اینکه چرا مغز ما به «پدیده عدم قطعیت» اعتیاد پیدا میکند را بررسی میکنیم:
دلایل جذب شدن به کسانی که به ما علاقه ندارند
۱. سبک دلبستگی اضطرابی
یکی از رایجترین دلایل، داشتن «سبک دلبستگی اضطرابی» است. افرادی با این ویژگی، به نشانههای طرد شدن بهشدت حساس هستند؛ نشانههایی مثل دیر جواب دادن به پیام، لغو قرار یا حتی تغییر جزئی در لحن صحبت.
اگر در کودکی با والدینی بزرگ شدهاید که حضور کمرنگی داشتند یا از نظر عاطفی دور بودند، ممکن است خیلی زود یاد گرفته باشید که عشق و توجه، همیشگی و تضمینشده نیست. این موضوع سیستم عصبی شما را در حالت هشدار دائمی نگه میدارد. در روابط عاطفی، این اضطراب و عدم قطعیت میتواند کشش قلبی را تشدید کرده و به اشتباه شبیه به یک «جرقه یا شور عشق» به نظر برسد. برای رهایی از این اضطراب، احساس میکنیم که باید آن فرد را بیشتر تعقیب کنیم و حتی ممکن است این ناآرامی ذهنی را در ذهن خود رمانتیک جلوه دهیم. در واقع، مغز ما استرسِ «نمیدانم چه میشود» را با «جذابیت و عشق» اشتباه میگیرد.
۲. ترس از تعهد
برای برخی دیگر، کشش به سمت افراد دستنیافتنی ناشی از احساس ناراحتی با «نزدیکی عاطفی» است. آسیبپذیری، صمیمیت عمیق و ریسکِ دیده شدن (و احتمالاً آسیب دیدن) میتواند طاقتفرسا باشد. به همین دلیل، وقتی طرف مقابل عقبنشینی میکند، رابطه دوباره برای این افراد احساس «امنیت» ایجاد میکند.
در این موارد، وقتی طرف مقابل فاصله میگیرد، ما احساس راحتی میکنیم چون دوباره کنترل اوضاع را به دست میگیریم و فاصله لازم را حفظ میکنیم. وقتی فشار برای باز شدن سفره دل یا تعهد دادن از بین میرود، رابطه کمخطرتر و بهطور متناقضی، هیجانانگیزتر به نظر میرسد.
۳. جذابیتِ «دستنیافتنی بودن»
در سطح روانشناختی، تحقیقات نشان میدهند که ما تمایل داریم چیزها (یا افراد) را وقتی کمیاب و دور از دسترس به نظر میرسند، ارزشمندتر تلقی کنیم. در دنیای قرار گذاشتن و آشنایی، نوعی تلاش برای «جلب توجه» وجود دارد؛ انگار که اگر بالاخره یک پیام یا ذرهای توجه از آن فرد دریافت کنیم، یعنی ما آدم «خاصی» هستیم یا در یک مسابقه «برنده» شدهایم. این موضوع باعث میشود که برای تایید گرفتن از کسی که به ما بیمحلی میکند، بیشتر از حد معمول انرژی بگذاریم.
۴. فانتزیِ «پتانسیلهای طرف مقابل»
گاهی اوقات ما دچار چیزی میشویم که روانشناسان آن را «ایدهآلسازی نمادین» مینامند. در این حالت، آن شخص در ذهن ما نمایندهی تمام ایدهآلها، ویژگیها یا خصوصیاتی است که برایمان مهم است. شاید او روی کاغذ تمام ویژگیهای مثبت را داشته باشد (شغل عالی، پیشینه خانوادگی خوب، ارزشهای مشترک) یا تجسم آیندهای باشد که برای خودمان آرزو داریم… حتی اگر رفتارهای فعلی او سرد، تحقیرآمیز یا در حدِ «حداقلهای ممکن» باشد.
در این شرایط، شما در واقع به شخصیت واقعی او واکنش نمیدهید، بلکه عاشق «نسخهای» از او شدهاید که در ذهنتان ساختهاید. این فانتزی قدرت شما را در ارزیابی واقعبینانه ویژگیهای او و ماهیت واقعی رابطهتان، کدر و تیره میکند.
۵. تقویت متناوب (پاداشهای یکیدرمیان)
وقتی شخصی فقط به اندازه کافی به شما محبت میکند (یعنی گاهی خیلی مشتاق است و ناگهان سرد و بیصدا میشود)، در واقع در حال اجرای الگویی است که روانشناسان به آن «تقویت متناوب» میگویند؛ الگویی که در آن پاداشها بهصورت ناهماهنگ و پراکنده داده میشوند. در این موقعیت، آن «پاداش» همان توجه طرف مقابل است.
چون رفتار آنها غیرقابل پیشبینی است، حتی کوچکترین حرکات محبتآمیزِ گاهبهگاه، فوقالعاده خاص به نظر میرسند. بعد از روزها نادیده گرفته شدن پیامها یا لغو شدن قرارها، یک پیام «صبح بخیر» ساده ناگهان باعث میشود درباره همهچیز دوباره فکر کنید (و امیدوار شوید). در نتیجه، ما مدام به دنبال جلب توجه آنها میدویم، بدون اینکه بدانیم چه زمانی دوباره آن را دریافت خواهیم کرد. این دقیقاً همان مکانیسمی است که باعث اعتیاد به بازیهای قمار میشود.
چگونه از این چرخه خارج شویم؟
به جای اینکه تمرکزتان را روی این بگذارید که یک نفر چقدر احساسات شدیدی در شما ایجاد میکند (که معمولاً ناشی از اضطراب است تا عشق)، بهتر است کمی خوداندیشی کنید. چند سوال کلیدی میتواند به شما کمک کند تا بفهمید آیا در یک رابطه سالم هستید یا صرفاً در حال تعقیب یک سراب:
- واکنش بدنی: وقتی او جواب پیام شما را نمیدهد، در آن لحظه دقیقاً چه اتفاقی در بدن شما میافتد؟ آیا فقط کمی غمگین یا سردرگم هستید؟ یا دچار وحشت کامل، بیقراری و احساس ناامنی شدید میشوید؟
- آزمونِ رها کردن: اگر شما دیگر پیشقدم نشوید یا مدام برای رفتارهای سرد او بهانه تراشی نکنید، واقعاً چه اتفاقی برای رابطهتان میافتد؟ آیا او برای نگه داشتن شما تلاش میکند یا به سادگی و در سکوت محو میشود؟
اگرچه «ثبات» و «رفتار متقابل» ممکن است به اندازه هیجانِ تعقیب و گریز جذاب به نظر نرسند، اما متخصصان تاکید میکنند که این دو ویژگی، نشانههای بسیار بهتری برای یک رابطه سالم، پایدار و ماندگار هستند.






