خیلی وقتها پیش میآید که در اتاق استراحت شرکت، مسیرمان را کج میکنیم تا با همکارمان روبهرو نشویم، یا مکالمه با فردی را که در صف کنارمان ایستاده، به حداقل میرسانیم؛ همهچیز هم برای این است که از یک گفتگوی بیهنگام و به نظرمان «خستهکننده» فرار کنیم. اما تحقیقات جدید نشان میدهند که بهتر است اتفاقاً آغوشمان را برای این گپوگفتهای بهظاهر کسلکننده باز کنیم.
یافتههای این پژوهش جدید که در نشریه «شخصیت و روانشناسی اجتماعی» منتشر شده، نشان میدهد افرادی که وارد این گفتگوها میشوند، در نهایت آنها را بسیار جذابتر و لذتبخشتر از آنچه پیشبینی میکردند، مییابند. فراتر از آن، دادهها گویای این است که همین گفتگوهای ساده و روزمره میتوانند لطف بزرگی در حق سلامت جسمی و روانی شما بکنند.
یک متخصص روانشناسی و استادیار دانشگاه در این باره میگوید: «این لحظات شاید کوچک و گذرا به نظر برسند، اما به هیچ وجه بیاهمیت نیستند.» در ادامه به دلایل این موضوع میپردازیم.
بررسی دقیق گفتگوها درباره موضوعات بهظاهر بینمک!
این پژوهش از طریق ۹ آزمایش مختلف روی ۱۸۰۰ شرکتکننده انجام شد. در طول آزمایشها، از افراد خواسته شد پیشبینی کنند که چقدر از صحبت درباره موضوعاتی که خودشان آنها را کسلکننده میدانستند، لذت خواهند برد؛ موضوعاتی مثل جنگهای جهانی اول و دوم، کتابهای غیرداستانی، ریاضیات، پیاز!، بازار بورس، گربهها و رژیمهای گیاهخواری. این گفتگوها هم با افراد غریبه و هم با دوستان، و به دو صورت حضوری یا آنلاین انجام شد.
محققان دریافتند در حالی که شرکتکنندگان پیش از شروع تصور میکردند گفتگوها بسیار لوس و بیمزه خواهد بود، پس از پایان کار گزارش دادند که خیلی بیشتر از حد تصورشان از آن لذت بردهاند. جالب اینجاست که این حس مثبت حتی زمانی رخ داد که هر دو طرف گفتگو، موضوع مورد بحث را کسلکننده میدانستند!
نویسنده اصلی این مطالعه و پژوهشگر دکترا در این باره میگوید: «ما این تحقیق را زمانی شروع کردیم که دیدیم افراد زیادی از گفتگوهایی که فکر میکنند خستهکننده است، فرار میکنند. ما گپوگفتهای دوستانه را لغو میکنیم، از رویدادهای شبکهسازی فراری هستیم و تصور میکنیم موضوعاتی مثل آبوهوا، ترافیک مسیر یا کارهای روتین روزمره اصلاً جذابیتی ندارند. اما اگر گفتگوها به طور کلی برای ما مفید هستند، چرا همیشه فکر میکنیم قرار است کسلکننده یا انرژیبر باشند؟»
همراهی و تعامل، مهمتر از موضوع بحث است
در نهایت، محققان متوجه شدند آنچه واقعاً اهمیت دارد، میزان مشارکت و تعامل در گفتگوست، نه خودِ موضوع. نویسنده این تحقیق توضیح میدهد: «میزان درگیر شدن در بحث، بیشتر از خودِ موضوع باعث ایجاد لذت میشود. مردم فکر میکنند جذابیتِ یک گفتگو از یک سوژه شگفتانگیز میآید؛ اما در واقعیت، آنچه گفتگو را لذتبخش میکند، حس ارتباط است؛ حسی مثل شنیده شدن، پاسخ دادن به یکدیگر و کشف جزئیات غیرمنتظره از زندگی طرف مقابل. حتی یک موضوع کاملاً معمولی هم وقتی دو نفر فعالانه با هم گفتگو کنند، میتواند معنا پیدا کند.»
انسانها ذاتاً موجوداتی اجتماعی هستند و ارتباط برقرار کردن بر سر موضوعی که به نظر کسلکننده میآید (مثل پیاز!)، باز هم یک پیوند اجتماعی محسوب میشود. یکی دیگر از متخصصان روانپزشکی با تایید این موضوع میگوید: «گاهی اوقات مردم پیشبینی میکنند که یک گفتگو قرار است خجالتآور یا ناخوشایند باشد. اما اگر تلاش کنید در یک گفتگو ارتباط بگیرید و فعالانه گوش دهید، این کار میتواند مزایای فوقالعادهای داشته باشد.»
او مراجعان خود را تشویق میکند که در هر موقعیتی وارد گفتگو شوند: «آموزشپذیر بودن و یادگیری مداوم در طول زندگی میتواند بسیار قدرتمند باشد. در نهایت، ارتباط با انسانهای دیگر حال ما را خوب میکند.»
این گفتگوهای کوچک چطور روی سلامت شما تاثیر میگذارند؟
این گپوگفتها شاید بیهدف به نظر برسند، اما کارشناسان تاکید دارند که اصلاً اینطور نیست. این کار نه تنها باعث میشود از گفتگوهای بهظاهر کسلکننده لذت ببرید، بلکه میتواند شما را از احساس تنهایی نجات دهد.
یک متخصص روانشناسی توضیح میدهد: «تنهایی فقط به این معنی نیست که دوروبر فرد چقدر شلوغ است؛ بلکه به این بستگی دارد که آیا تعاملات او حس پیوند و معنادار بودن را منتقل میکنند یا خیر.» فرار از گفتگوهای روزمره، احتمالاً احساس تنهایی شما را افزایش میدهد. حتی اگر خودتان هم نخواسته باشید بخشی از آن گفتگو باشید، باز هم در نهایت تنها خواهید ماند.
تنهایی به خودی خود حس وحشتناکی است، اما میتواند تاثیرات بزرگی هم روی سلامت شما بگذارد. بر اساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها، احساس تنهایی یا انزوای اجتماعی خطر ابتلا به طیف وسیعی از بیماریهای جدی از جمله بیماریهای قلبی، سکته مغزی، دیابت نوع ۲، افسردگی، اضطراب، زوال عقل و مرگ زودرس را افزایش میدهد. کارشناسان معتقدند وقتی راهی برای تعامل با دیگران پیدا میکنیم، در واقع نیازمان به ارتباط با همنوع را برطرف کردهایم.
به مرور زمان، این لحظات کوچک و بهظاهر کسلکننده میتوانند روی هم انباشته شوند و در نتیجه، احساس تنهایی شما و خطرات سلامتی ناشی از آن کاهش یابد.
البته واضح است که همه تعاملات با دیگران مثبت نیستند. هر تماس اجتماعی لزوماً مفید نیست و تماس بیشتر به طور خودکار به معنای بهتر بودن وضعیت نیست. آنچه بیش از همه اهمیت دارد این است که تعامل همراه با احترام، متقابل و از نظر عاطفی امن باشد. ارتباط مثبت به ما کمک میکند، اما تعاملات فرسایشی یا خصمانه تاثیری برعکس دارند.
در نهایت، توصیه محققان این است که در مواجهه با گفتگوهای آینده، ذهن بازی داشته باشید. ما ممکن است به دلیل قضاوت نادرست درباره حس و حال یک گفتگو، فرصتهای ارزشمندی را برای برقراری ارتباط از دست بدهیم. اگر صرفاً به این دلیل که فکر میکنیم گفتگویی خستهکننده خواهد بود، از صحبت با یک همکار کنار دستگاه قهوهساز، یک غریبه در یک مهمانی یا یک همسایه در آسانسور خودداری کنیم، شاید خود را از لحظات کوچکی از پیوند انسانی محروم کرده باشیم؛ لحظاتی که میتوانند مود و خلقوخوی ما و حس تعلقمان به جامعه را به شدت بهبود ببخشند.












