استرس و اضطراب چقدر در ابتلا به ام اس موثر هستند؟
بیماری ها
16 اردیبهشت 1405

استرس و اضطراب چقدر در ابتلا به ام اس موثر هستند؟

بیماری ام اس یا مالتیپل اسکلروزیس یک بیماری مزمن و خودایمنی است که سیستم عصبی مرکزی را درگیر می‌کند. در این بیماری، سیستم ایمنی بدن به اشتباه به غلاف میلین (پوشش محافظ اعصاب) حمله می‌کند و باعث ایجاد اختلال در انتقال پیام‌های عصبی می‌شود. این اختلال می‌تواند علائمی مانند خستگی مفرط، مشکلات بینایی، ضعف عضلانی، بی‌حسی و اختلال در تعادل ایجاد کند. سوالی که همواره ذهن پژوهشگران و بیماران را به خود مشغول کرده این است: استرس و اضطراب تا چه اندازه در شروع و تشدید این بیماری نقش دارند؟ تحقیقات علمی سال‌های اخیر، تصویر روشن‌تری از این ارتباط پیچیده به دست داده‌اند که در ادامه به زبان ساده به بررسی آن می‌پردازیم.

استرس و شروع بیماری ام اس: آیا استرس می‌تواند آغازگر باشد؟

مطالعات علمی نشان می‌دهند که استرس‌های روانی می‌توانند یکی از عوامل مؤثر در افزایش احتمال ابتلا به ام اس باشند. یک مطالعه مروری و فراتحلیل جامع که در سال ۲۰۲۴ در ژورنال Brain, Behavior, and Immunity منتشر شد، به بررسی ارتباط بین عوامل استرس‌زای روانی و شروع بیماری ام اس پرداخت. این پژوهش که داده‌های بیش از ۲۴ هزار نفر را بررسی کرده بود، نشان داد افرادی که دچار اختلالات استرسی تشخیص‌داده‌شده (مانند اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD) هستند، حدود ۱.۸۷ برابر بیشتر از دیگران در معرض خطر ابتلا به ام اس قرار دارند.

نکته قابل توجه اینکه این تنها مطالعه‌ای نیست که به این ارتباط اشاره دارد. پژوهش دیگری از سوئد که بیش از ۱۰۰ هزار نفر مبتلا به اختلالات مرتبط با استرس را بررسی کرده بود، نشان داد این اختلالات خطر ابتلا به بیماری‌های خودایمنی از جمله ام اس را افزایش می‌دهند. این یافته‌ها به ما می‌گویند که استرس شدید و مزمن فقط یک احساس ناخوشایند نیست، بلکه می‌تواند تأثیرات فیزیولوژیک عمیقی بر بدن داشته باشد و حتی زمینه را برای بروز بیماری‌های جدی فراهم کند. با این حال، محققان تأکید می‌کنند که این تأثیر در مجموع «ضعیف تا متوسط» ارزیابی می‌شود و استرس تنها یکی از عوامل متعدد در ایجاد ام اس است، نه تنها علت آن.

استرس و عود بیماری

اگر استرس بتواند احتمال شروع بیماری را افزایش دهد، آیا همین عامل می‌تواند باعث عود و شعله‌ور شدن دوباره علائم در افرادی شود که پیش‌تر به ام اس مبتلا شده‌اند؟ پاسخ پژوهش‌ها مثبت است. یک فراتحلیل قدیمی‌تر اما همچنان معتبر که توسط Mohr و همکارانش در سال ۲۰۰۴ در مجله BMJ منتشر شد، نشان داد که رویدادهای استرس‌زای زندگی به طور معناداری با افزایش خطر عود ام اس همراه هستند. این مطالعه که نتایج ۱۴ پژوهش مختلف را ترکیب کرده بود، یک ارتباط «متوسط اما پایدار» بین استرس و عود بیماری پیدا کرد.

تحقیقات جدیدتر نیز این یافته را تأیید کرده و حتی ابعاد تازه‌ای از آن را آشکار ساخته‌اند. مطالعه مروری سال ۲۰۲۴ نشان داد در جمعیت‌هایی که در معرض تهدید نظامی و جنگ قرار گرفته بودند، خطر عود بیماری تا ۳ برابر افزایش یافته بود. همچنین دو مطالعه تأیید کرده‌اند که رویدادهای استرس‌زا با افزایش فعالیت التهابی در تصویربرداری MRI نیز مرتبط هستند. این یعنی استرس فقط یک عامل روانی نیست که بیمار «در ذهن خود» احساسش کند، بلکه تأثیر آن در سطح سلولی و مولکولی و حتی در تصاویر پزشکی نیز قابل مشاهده است. همچنین یک پژوهش نشان داد که پردازش غیرطبیعی استرس در مغز (که به صورت کاهش واکنش‌پذیری عصبی و روانی بروز می‌کند) می‌تواند پیش‌بینی‌کننده کوچک‌شدن بافت خاکستری مغز در آینده باشد، اتفاقی که عامل اصلی ناتوانی‌های برگشت‌ناپذیر در ام اس است.

آیا استرس به تنهایی باعث ام اس می‌شود؟

پیش از آنکه به سراغ اضطراب برویم، ذکر یک نکته ضروری است: وجود ارتباط بین استرس و ام اس به این معنا نیست که بیماران «خودشان باعث بیماری یا عود آن شده‌اند». محققان هشدار می‌دهند که این داده‌ها نباید به گونه‌ای تفسیر شوند که فرد مبتلا را مسئول وضعیت خود بدانیم. استرس یک پدیده پیچیده است که عوامل ژنتیکی، محیطی، اجتماعی و زیستی متعددی در آن دخیل هستند و سرزنش بیمار نه تنها نادرست است، بلکه می‌تواند به افزایش استرس و بدتر شدن شرایط منجر شود.

اضطراب و ام اس: رابطه‌ای دوطرفه و پیچیده

پرسش رایج دیگر این است که اضطراب چه نقشی در ماجرای ام اس دارد. آیا اضطراب هم می‌تواند شروع‌کننده باشد یا اینکه بیشتر یک پیامد زندگی با بیماری محسوب می‌شود؟ واقعیت این است که رابطه اضطراب و ام اس، رابطه‌ای دوطرفه و گاه غافلگیرکننده است.

از یک سو، تحقیقات نشان می‌دهند که اضطراب می‌تواند یکی از نشانه‌های اولیه و به اصطلاح «پیش‌درآمدی» ام اس باشد. یک مطالعه مهم از دانشگاه بریتیش کلمبیا که در سال ۲۰۲۳ در ژورنال Neurology منتشر شد، نشان داد اختلالات روانپزشکی مانند اضطراب و افسردگی در سال‌های منتهی به تشخیص ام اس بسیار شایع‌تر از جمعیت عادی هستند. این مطالعه نشان داد که ۲۸ درصد از افرادی که بعداً ام اس در آنها تشخیص داده شد، در پنج سال پیش از تشخیص، نوعی بیماری روانی را تجربه کرده بودند، در حالی که این رقم در جمعیت عادی ۱۴.۹ درصد بود. نکته جالب‌تر اینکه میزان این مشکلات روانی در آخرین سال قبل از تشخیص ام اس به بالاترین حد خود می‌رسید.

این یافته به این معناست که اضطراب و افسردگی ممکن است جزو علائم اولیه خود بیماری باشند، نه صرفاً واکنشی به تشخیص آن. به عبارت دیگر، فرایند التهابی و آسیب عصبی که در ام اس رخ می‌دهد، ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها قبل از ظهور علائم کلاسیک بیماری، خود را به شکل علائم روانی نشان دهد. بنابراین، اضطراب در برخی موارد می‌تواند «زنگ خطر» اولیه‌ای باشد که بدن را برای بررسی‌های دقیق‌تر عصبی ترغیب کند.

از سوی دیگر، اضطراب در میان مبتلایان به ام اس بسیار شایع است. مطالعات نشان می‌دهند که شیوع اختلالات اضطرابی در بیماران ام اس بین ۲۲ تا ۴۵ درصد برآورد می‌شود، در حالی که این میزان در جمعیت عادی حدود ۱۵ درصد است. یک مطالعه مروری در سال ۲۰۲۴ نشان داد که اضطراب در حدود ۲۴ درصد از مبتلایان به ام اس وجود دارد. زندگی با یک بیماری مزمن و پیش‌بینی‌ناپذیر، نگرانی از آینده، مشکلات شغلی و اجتماعی، و تغییرات جسمانی، همگی می‌توانند زمینه را برای بروز اضطراب فراهم کنند. اما نکته مهم این است که اضطراب فقط یک پیامد منفعل نیست: تحقیقات نشان می‌دهند که وجود اضطراب می‌تواند علائم ام اس مانند خستگی را تشدید کرده و کیفیت زندگی را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

استرس چگونه بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

شاید بپرسید استرس و اضطراب چگونه می‌توانند چنین تأثیرات عمیقی بر سلامت جسمی بگذارند. پاسخ در محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال یا همان HPA axis نهفته است. وقتی ما استرس را تجربه می‌کنیم، این محور فعال شده و منجر به ترشح هورمون‌هایی مانند کورتیزول می‌شود. این هورمون‌ها بر سیستم ایمنی تأثیر می‌گذارند و می‌توانند تعادل سلول‌های ایمنی را بر هم بزنند. در ام اس، این برهم‌خوردن تعادل می‌تواند به افزایش حمله سیستم ایمنی به غلاف میلین منجر شود. همچنین استرس مزمن می‌تواند باعث ایجاد نوعی التهاب سیستمیک در بدن شود که خود عاملی برای تشدید بیماری‌های خودایمنی است.

پژوهش دیگری نشان داده است که استرس روانی از طریق تأثیر بر سلول‌های NKT (نوعی از سلول‌های ایمنی) می‌تواند بر روند بیماری تأثیر بگذارد. این کشفیات توضیح می‌دهند که چرا استرس صرفاً یک تجربه ذهنی نیست، بلکه می‌تواند مسیرهای بیولوژیک مشخصی را فعال کند که به تشدید بیماری منجر می‌شوند.

مدیریت استرس و اضطراب: گامی مؤثر در کنترل ام اس

خبر خوب این است که همان‌طور که استرس می‌تواند بر ام اس تأثیر منفی بگذارد، مدیریت و کاهش آن نیز می‌تواند تأثیر مثبتی بر روند بیماری داشته باشد. تحقیقات نشان می‌دهند که کاهش استرس می‌تواند اثر محافظتی بر فعالیت بیماری داشته باشد. بنابراین، یادگیری مهارت‌های مدیریت استرس و درمان اضطراب نه تنها به بهبود کیفیت زندگی کمک می‌کند، بلکه ممکن است در کنترل خود بیماری نیز مؤثر باشد.

امروزه مداخلات روان‌شناختی مختلفی برای کمک به بیماران ام اس توسعه یافته است. یکی از این روش‌ها، برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی است که در یک کارآزمایی بالینی تصادفی ارزیابی شده و نتایج امیدوارکننده‌ای در بهبود بهزیستی هیجانی نشان داده است. روش دیگر، «پروتکل یکپارچه» نام دارد که به طور همزمان به درمان افسردگی و اضطراب می‌پردازد. یک مطالعه جدید در سال ۲۰۲۶ نشان داد که این مداخله منجر به کاهش قابل توجه افسردگی، اضطراب و خستگی در مبتلایان به ام اس می‌شود و این آثار تا ۳ ماه پس از پایان درمان نیز پایدار می‌مانند. نکته جالب درباره این مطالعه آن است که مداخله به صورت گروهی و مجازی انجام شده بود، به این معنا که بیماران می‌توانند بدون نیاز به مراجعه حضوری و از راه دور نیز از این خدمات بهره‌مند شوند.

همچنین یک پژوهش دیگر که در سال ۲۰۲۵ در ایران انجام شده و نتایج آن در ژورنال Frontiers in Neurology منتشر شد، نشان داد که آموزش خودتنظیمی مبتنی بر مدل لونتال می‌تواند به طور قابل توجهی استرس، اضطراب و افسردگی را در زنان مبتلا به ام اس کاهش دهد. این مطالعه روی ۶۰ زن ایرانی انجام شد و نتایج آن نشان داد که میانگین نمرات اضطراب از ۴.۸۹ به ۱.۹۶ و نمرات استرس از ۸.۵۵ به ۴.۹۳ کاهش یافت.

رابطه ام اس و سلامت روان

آنچه پژوهش‌های علمی به ما می‌گویند این است که استرس و اضطراب نه تنها پیامدهای آزاردهنده‌ای برای زندگی با ام اس هستند، بلکه می‌توانند در شروع و تشدید بیماری نیز نقش داشته باشند. شواهد نشان می‌دهند که استرس‌های مزمن خطر ابتلا به ام اس را تا حدود ۱.۸۷ برابر افزایش می‌دهند و می‌توانند احتمال عود بیماری را بالا ببرند. اضطراب نیز هم می‌تواند نشانه اولیه بیماری باشد و هم عاملی برای تشدید علائم. اما نکته اساسی این است که اینها بخشی از یک تصویر بزرگ‌تر هستند: ام اس یک بیماری پیچیده با عوامل ژنتیکی، ایمنی‌شناختی و محیطی متعدد است و استرس و اضطراب فقط دو قطعه از این پازل بزرگ به شمار می‌روند.

مهم‌تر از همه اینکه برخلاف عوامل ژنتیکی که قابل تغییر نیستند، استرس و اضطراب عواملی قابل مدیریت هستند. مداخلات روان‌شناختی مانند ذهن‌آگاهی، درمان شناختی-رفتاری و برنامه‌های خودتنظیمی می‌توانند به کاهش این عوامل کمک کرده و از این طریق هم کیفیت زندگی را بهبود بخشند و هم شاید بر روند بیماری تأثیر مثبت بگذارند. اگر شما یا یکی از عزیزانتان با ام اس زندگی می‌کنید، توجه به سلامت روان و مدیریت استرس می‌تواند بخش مهمی از برنامه جامع مراقبتی شما باشد.

سوالات متداول

آیا یک استرس شدید می‌تواند باعث شروع ناگهانی ام اس شود؟

بر اساس شواهد علمی، یک رویداد استرس‌زای حاد (مانند از دست دادن عزیز یا طلاق) به تنهایی باعث شروع آنی ام اس در یک فرد سالم نمی‌شود. ام اس حاصل تعامل پیچیده عوامل ژنتیکی، ایمنی‌شناختی و محیطی است. با این حال، تحقیقات نشان می‌دهند که استرس‌های مزمن و طولانی‌مدت می‌توانند خطر ابتلا را افزایش دهند و افرادی که دچار اختلالات استرسی تشخیص‌داده‌شده هستند، حدود ۱.۸۷ برابر بیشتر در معرض خطر ابتلا به ام اس قرار دارند. بنابراین، استرس را باید یک «عامل تسهیل‌کننده» یا «عامل خطر» در نظر گرفت، نه علت مستقیم.

آیا درمان اضطراب می‌تواند به بهبود علائم جسمی ام اس کمک کند؟

بله. مطالعات بالینی نشان داده‌اند که درمان اضطراب و افسردگی می‌تواند به بهبود برخی علائم جسمی ام اس، به ویژه خستگی (که یکی از شایع‌ترین و ناتوان‌کننده‌ترین علائم است) کمک کند. به عنوان مثال، یک کارآزمایی بالینی در سال ۲۰۲۶ نشان داد که کاهش اضطراب و افسردگی از طریق «پروتکل یکپارچه» به طور همزمان باعث کاهش قابل توجه خستگی در بیماران شد. این مسئله نشان می‌دهد که سلامت روان و سلامت جسمی در ام اس به شدت به هم گره خورده‌اند و بهبود یکی می‌تواند بر دیگری تأثیر مثبت بگذارد.

اگر فردی در خانواده ما ام اس دارد، آیا استرس ما را هم مبتلا می‌کند؟

داشتن سابقه خانوادگی ام اس (به ویژه در بستگان درجه یک) به خودی خود یک عامل خطر ژنتیکی محسوب می‌شود. در این شرایط، استرس مزمن و کنترل‌نشده می‌تواند به عنوان یک عامل خطر اضافی عمل کند و احتمال بروز بیماری را افزایش دهد. با این حال، این یک رابطه قطعی و تضمینی نیست. بسیاری از افراد با سابقه خانوادگی ام اس هرگز به این بیماری مبتلا نمی‌شوند و بسیاری از مبتلایان نیز سابقه خانوادگی ندارند. بهترین راهکار برای افرادی که نگران این موضوع هستند، اتخاذ یک سبک زندگی سالم شامل مدیریت استرس، خواب کافی، تغذیه مناسب و فعالیت بدنی منظم است. در صورت تجربه علائم مشکوک، مشورت با پزشک متخصص مغز و اعصاب توصیه می‌شود.

سلب مسئولیت: هیچ‌یک از محتوای گومگ، هرگز نباید به عنوان جایگزینی برای توصیه‌های پزشکان و متخصصان استفاده شود. پیش از انجام هر اقدامی، مراجعه به پزشک یا متخصص مربوطه ضروری است.